دنیای امروز شیفتهی دستاوردهای شگفتانگیز هوش مصنوعی مولد است؛ از چتباتهایی که مانند انسان گفتگو میکنند تا ابزارهایی که در چند ثانیه آثار هنری خلق میکنند. اما پشت این ویترین درخشان و مجازی، واقعیت فیزیکی تاریک و بسیار سنگینی جریان دارد. دیتاسنترها یا همان مراکز داده، به عنوان قلب تپنده و زیرساخت اصلی هوش مصنوعی، با سرعتی سرسامآور در حال بلعیدن منابع حیاتی زمین مانند آب و برق هستند. این توسعهی بیرویه اکنون با واکنش تند و اعتراضات گستردهی جوامع محلی در سراسر جهان روبرو شده است.
در همین راستا، جیل لپور (Jill Lepore)، تاریخنگار برجسته دانشگاه هاروارد و نویسنده نشریه نیویورکر، در تحلیل اخیر خود هشدار میدهد که این «دولت مصنوعی» به دلیل نادیده گرفتن محدودیتهای فیزیکی سیاره زمین و ایجاد بحرانهای زیستمحیطی جدی برای شهروندان، محکوم به فناست. در این مقاله تخصصی از نکسینو مگ، به بررسی ابعاد مختلف این بحران، ریشههای تاریخی آن و تأثیر عمیقی که بر آینده صنعت فناوری و بازارهای مالی خواهد گذاشت، میپردازیم.
واقعیت ملموس پشت ابرهای مجازی هوش مصنوعی
هنگامی که ما از فناوری ابری (Cloud) یا هوش مصنوعی صحبت میکنیم، کلمات به گونهای انتخاب شدهاند که حسی از بیوزنی، پاکی و غیرمادی بودن را القا کنند. اما حقیقت این است که هوش مصنوعی برای بقای خود به شدت به زمین، سیم، فلز، آب و الکتریسیته وابسته است. آموزش دادن تنها یک مدل زبانی بزرگ مانند GPT-4، نیازمند مصرف میلیونها لیتر آب برای خنکسازی سرورها و مگاواتها انرژی الکتریکی است.
با افزایش تقاضا برای ابزارهای هوش مصنوعی، غولهای فناوری نظیر مایکروسافت، گوگل، آمازون و متا به شکلی جنونآمیز در حال ساخت دیتاسنترهای عظیم در نقاط مختلف جهان هستند. این سازههای غولپیکر که گاهی وسعت آنها به اندازه چندین زمین فوتبال است، آرامش و منابع حیاتی محلی را به خطر انداختهاند و اینجاست که جرقه اعتراضات مردمی زده شده است.
جیل لپور و نظریه «دولت مصنوعی محکوم به فنا»
جیل لپور، تاریخنگار نامدار دانشگاه هاروارد، در گفتگو با پادکست سیاسی گاردین (Politics Weekly America)، رویکردی انتقادی و عمیق را نسبت به این توسعه افسارگسیخته ارائه میدهد. لپور اصطلاح «دولت مصنوعی» (Artificial State) را برای توصیف امپراتوریهای دیجیتالی به کار میبرد که بدون توجه به قوانین فیزیکی و اجتماعی دنیای واقعی، در حال گسترش قلمرو خود هستند.
«شرکتهای فناوری به گونهای رفتار میکنند که گویا فضای مجازی هیچ هزینهای برای دنیای واقعی ندارد. اما وقتی دیتاسنترها منابع آب آشامیدنی یک شهر را میبلعند یا شبکه برق محلی را تا مرز فروپاشی پیش میبرند، مردم بیدار میشوند. این ایده که میتوان یک امپراتوری دیجیتال بینهایت را روی یک سیاره محدود بنا کرد، از نظر تاریخی محکوم به شکست است.»
به عقیده لپور، تقابل امروز میان شهروندان محلی و غولهای فناوری، فراتر از یک اعتراض ساده به آلودگی صوتی یا مصرف آب است؛ این یک مبارزه قدرت بر سر حاکمیت فضا، منابع و آینده دموکراسی است. شرکتهای فناوری عملاً به دولتهای موازی تبدیل شدهاند که قوانین خود را به جوامع محلی تحمیل میکنند.
تاریخ تکرار میشود: از عصر طلایی راهآهن تا استعمار دیجیتال
به عنوان یک تاریخنگار، جیل لپور شباهتهای شگفتانگیزی میان بحران دیتاسنترهای امروزی و انقلابهای صنعتی گذشته میبیند. در اواخر قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم، توسعه خطوط راهآهن و کارخانههای عظیم صنعتی در ایالات متحده ابتدا با استقبال شدید و به عنوان نماد پیشرفت مواجه شد. اما طمع بیحدومرز انحصارگران (معروف به بارونهای غارتگر) و آسیبهای شدید زیستمحیطی، در نهایت منجر به شورشهای کارگری، اعتراضات مردمی و وضع قوانین سختگیرانه ضد انحصار شد.

امروز نیز سناریوی مشابهی در حال تکرار است. غولهای فناوری با وعده ایجاد شغل و توسعه اقتصادی وارد مناطق مختلف میشوند، اما پس از ساخت دیتاسنترها، مشخص میشود که این مراکز عملاً اشتغالزایی بسیار پایینی دارند (چرا که بیشتر فرآیندها خودکار است) و در مقابل، هزینههای سنگینی را به زیرساختهای عمومی تحمیل میکنند.
مقایسه نیازهای زیرساختی: دیتاسنترهای سنتی در برابر دیتاسنترهای هوش مصنوعی
برای درک بهتر اینکه چرا هوش مصنوعی این بحران را تشدید کرده است، نگاهی به جدول زیر بیندازید:
| شاخص مقایسه | دیتاسنترهای سنتی (ذخیرهسازی ابر) | دیتاسنترهای هوش مصنوعی (آموزش و پردازش) |
|---|---|---|
| مصرف انرژی الکتریکی | متوسط (حدود ۱۰ تا ۵۰ مگاوات) | بسیار بالا (۱۰۰ مگاوات تا چندین گیگاوات) |
| نیاز به آب خنککننده | کم تا متوسط | فوقالعاده زیاد (میلیونها لیتر در روز برای هر مرکز) |
| سختافزار اصلی | پردازندههای معمولی (CPU) | شتابدهندهها و پردازندههای گرافیکی سنگین (GPU) |
| تأثیر بر شبکه برق محلی | قابل مدیریت و پایدار | ایجاد نوسان و فشار شدید بر شبکه در ساعات اوج مصرف |
ابعاد بحران زیستمحیطی و اعتراضات مدنی در جهان
اعتراضات علیه دیتاسنترها دیگر محدود به یک منطقه خاص نیست. از ویرجینیای شمالی در ایالات متحده (که به عنوان پایتخت دیتاسنترهای جهان شناخته میشود) تا کشورهای اروپایی مانند ایرلند و هلند، شهروندان و فعالان محیط زیست به خیابانها آمدهاند.
- ویرجینیای شمالی: این منطقه میزبان بیش از ۱۵۰ دیتاسنتر است. صدای مداوم فنهای خنککننده غولپیکر، آرامش ساکنان محلی را سلب کرده و حیات وحش منطقه را به خطر انداخته است.
- ایرلند: دیتاسنترها در حال حاضر نزدیک به ۲۰ درصد از کل برق کشور ایرلند را مصرف میکنند. کارشناسان هشدار میدهند که این میزان تا سال ۲۰۳۰ ممکن است به نزدیک ۳۰ درصد برسد که خطر خاموشیهای گسترده را به همراه دارد.
- اروگوئه و شیلی: برنامههای گوگل برای ساخت دیتاسنترهای جدید در آمریکای جنوبی با مخالفت شدید مردم محلی مواجه شده است، زیرا این مناطق با خشکسالیهای بیسابقه دستوپنجه نرم میکنند و آب مصرفی دیتاسنترها میتواند منابع آب آشامیدنی مردم را نابود کند.
تأثیر بحران انرژی بر بازار فناوری و استراتژی غولهای تک
این واکنشهای تند اجتماعی و محدودیتهای فیزیکی منابع، تأثیر مستقیمی بر بازار فناوری و ارزش سهام شرکتها گذاشته است. غولهای فناوری متوجه شدهاند که فرمول فعلی توسعه هوش مصنوعی پایدار نیست. به همین دلیل، ما شاهد یک چرخش استراتژیک بزرگ به سمت منابع انرژی جایگزین هستیم.
به عنوان مثال، مایکروسافت اخیراً قراردادی تاریخی برای راهاندازی مجدد نیروگاه هستهای معروف تری مایل آیلند (Three Mile Island) امضا کرده است تا برق مورد نیاز دیتاسنترهای هوش مصنوعی خود را تأمین کند. آمازون و گوگل نیز به شدت در حال سرمایهگذاری روی راکتورهای هستهای کوچک (SMR) و پروژههای انرژی زمینگرمایی هستند. این تغییر مسیر نشان میدهد که جنگ بعدی در دنیای فناوری، نه بر سر الگوریتمها، بلکه بر سر تصاحب منابع انرژی پایدار خواهد بود.
جمعبندی
بحران دیتاسنترها نشان داد که حتی پیشرفتهترین فناوریهای بشری نیز نمیتوانند قوانین فیزیک و محدودیتهای زیستمحیطی را نادیده بگیرند. همانطور که جیل لپور به درستی اشاره میکند، آینده هوش مصنوعی در گرو آشتی با دنیای واقعی و احترام به حقوق جوامع محلی است. توسعهدهندگان فناوری باید از مدلهای پردازشی سنگین و ناکارآمد به سمت هوش مصنوعی بهینه و سبز حرکت کنند؛ در غیر این صورت، دیوارهای این امپراتوری مصنوعی تحت فشار اعتراضات مردمی و بحرانهای اقلیمی فرو خواهد ریخت.
سؤالات متداول
چرا دیتاسنترهای هوش مصنوعی بسیار بیشتر از دیتاسنترهای قدیمی برق مصرف میکنند؟
آموزش و اجرای مدلهای هوش مصنوعی نیازمند پردازشهای ریاضی بسیار پیچیده و مداوم توسط هزاران پردازنده گرافیکی (GPU) قدرتمند است. این پردازندهها انرژی الکتریکی فوقالعاده زیادی مصرف میکنند و گرمای شدیدی تولید میکنند که برای دفع آن نیز به انرژی بیشتری نیاز است.
نظریه «دولت مصنوعی» جیل لپور به چه معناست؟
این نظریه اشاره دارد به اینکه شرکتهای بزرگ فناوری بدون توجه به مرزهای جغرافیایی، قوانین فیزیکی زمین و نیازهای جوامع محلی، در حال ایجاد یک قلمرو و قدرت موازی (مجازی) هستند که به دلیل تکیه بر منابع محدود واقعی، در نهایت با بنبست و مخالفتهای شدید اجتماعی روبرو خواهد شد.
غولهای فناوری برای حل بحران انرژی دیتاسنترها چه اقداماتی انجام دادهاند؟
آنها به سراغ سرمایهگذاریهای کلان روی انرژیهای پاک و بهویژه انرژی هستهای رفتهاند. خرید برق از نیروگاههای هستهای قدیمی و سرمایهگذاری روی راکتورهای ماژولار کوچک (SMR) از جمله مهمترین اقدامات اخیر شرکتهایی مانند مایکروسافت، گوگل و آمازون است.
آیا اعتراضات مردمی میتواند مانع توسعه هوش مصنوعی شود؟
بله، این اعتراضات در حال حاضر منجر به تعویق یا لغو مجوز ساخت دیتاسنترها در برخی کشورهای اروپایی و آمریکای جنوبی شده است. فشار افکار عمومی، دولتها را مجبور به وضع قوانین سختگیرانهتر برای مصرف آب و برق توسط شرکتهای فناوری کرده است.